روزهای محرمی رونیـــــــــا.
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله … عزیز دلم امسال محرم دومین سالی بود که با وجود نازنین شما نذریمونو میدادیم امسال حسابی وروجک تر بودی و اصلا نمیزاشتی سربندت رو بزارم هی من میزاشتم و هی شما برمیداشتی .شب تاسوعا رفتیم که یکم دسته نگاه کنیم و با کالسکه رفتیم موقع رفت خوب بودیو و اذیت نکردی ولی اونجا تو خیابون حسابی اذیت کردی و همش تو اون هوای سرد کلاهتو برمیداشتی و دیگه آخراهم که از کالسکه تا میزاشتیمت ...
نویسنده :
مامانیه رونیا
13:56










