فرشتـــه کوچکمفرشتـــه کوچکم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

فرشــته کوچکم رونیــــا.

چکاپ دکتر حمید.

سلام عروسک شیرین مامان. دیروز بالاخره بعد سه ماه بختش باز شد بریم چکاپ پیش دکتر خودت یعنی دکتر حمید. نه که همش برای یبوستت میریم کرمی دیگه 3 ماه بود که پیش دکتر حمید نمیرفتیم. خلاصه که خداروشکر دکتر از همه چی راضی بود و البته مثل همیشه خیلی کم وزن میگیری که دیگه بهش عادت کرده دکتر حمید.  فکر کنم میخوای یه باربی خوشگل موشگل بشی عشقم با این وزن گرفتنت. شما سالم باش وزن مهم نیست دخترکم. تازه شدی 9 کیلو 150 با قد 76. ریزه میزه خودمییییییییییی  ولی راجع به آزمایش هم همون آزمایش خونی که دکتر کرمی نوشت  رو تایید کرد و گفت باید انجام بشه برای چکاپ یکسالگیت. فکر کنم نمیتونیم از زیرش در بریم دیگه. ایشالا شنبه میریم برای آزمایش ...
29 فروردين 1393

عیدی های امسال.

عزیز مامان امسال پول عیدی هات رو برات طلا نخریدم. به جاش برات یه دوچرخه خریدم که کلی دوسش داری. مبارک باشه گل نازم.     عیدی من و باباحجت هم یه عروسک بی بی برن که عین یه نی نی همه کار میکنه  حتی پی پی وقتی بازش کردم کلی ذوق کردی و همش انگشتتو میزاشتی لای پلکش که باز و بسته میشه. منم دیدم اینجوری قبل از اینکه باهاش بازی کنی خرابش میکنی برات گذاشتم کنار تا سنت بهش بخوره و ازش لذت ببری عشق من.     هنوز یکم لز عیدی هات مونده که اونم برات یه چیز میخرم که باهاش سرگرم شی گل گلیه من. دست همه بابت عیدی هاشون درد نکنه. ...
27 فروردين 1393

این روزهای طلا خانومم.

سلام گل خوشگل مامان .شیرین ترین دختر دنیـــــــــا.وای که چقدر این روزا شیرینی تو و همه کارات بامزه شده آدم میخواد یه لقمه چربت کنه .تو این روزا که هیشکی دل و دماغ نداره تنها دلخوشیمون شمایی وو نمیدونم اگه شما نبودی میخواستیم چی کار کنیم مخصوصا بابایی.حسابی از همه دلبری میکنی و کارای بامزه میکنی. میخوام یکم از کارات بگم که دلمونو برده.البته شاید همه شیرین کاریات یادم نباشه.شرمنده این روزا خداروشکر حسابی اشتهات زیاده و همش در حال خوردنی. از صبح شروع کنم که هر وقت از خواب بیدار شی حتی اگه نیم ساعت قبلشم شیر خورده باشی میشینی رو تخت و همش به پاتختی که روش وسایل شیرت هست اشاره میکنی و انقدر اه اه میکنی تا برات شیر درست کنم.همچنان مثل خ...
24 فروردين 1393

اولین مروارید فرشته کوچولو خوش اومدی + ( 400 روزه شدی عروسکم)

فرشته نازم دخترک شیرینم رویش  اولین مرواریدت  در  روزگیت مبارک.     عشق کوچولو بالاخره بعد کلی انتظار دقیقا 10 فروردین بود که متوجه شدم یه مروارید خوشگل بین لثه هات میدرخشه  .همون روز  روزه هم شدی عشق کوچولوی من.قربونت برم که دقیقا همون روز مامانبزرگ فوت شد و نتونستم برات جشن بگیرم. اول به بابا حجت گفتم و بعدشم رفتم سراغ طراحیه کارت و لیبل و این حرفا بعدشم که مامان فریبا با سبزی آش اومد خونمون که برات آش دندونی بپزیم تازه داشتیم سبزی هارو پاک میکردیم که اون اتفاق بد افتاد و همه چی بهم خورد. در اولین فرصت برات یه جشن خیلی کوچولو و سه نفری میگرم عزیزترینم.فکر کنم دندون کنا...
24 فروردين 1393

روزهای سیزده ماهگی به روایت عکس.

دردونه خوشگلم چند روز قبل فوت مامانبزرگ وتامین گیری تو بالکن.ببین چه عشق عروسکت شدی نفسم:               این عکسهام روز جمعه است که با خاله افسانه و آِیلین جون که برای دیدن مامانبزرگ اومده بودن  رفتیم باغ گرفتیم.       وقتی آیلین شیطون خاله وارد میشه:     هندونه خوری به سبک رونیا:       بابایی و دو دختروووووون:     اینم جمع 6 نفریه ما:     اینم دقیقا روز قبل فوت مامانبزرگه که خاله افسانه خونه ما نهار دعوت بود.اینجا تیپ زدی منتظر خاله جونی:...
20 فروردين 1393

10 فروردین روز شیرینی که تلخ شد ...

  رسم گلچین فلک گرچه همه یغما بود لیک این بار گلی چید که بی همتا بود خاموش ای دل که به غمناک ترین وازه شعر داغ او را نتوان گفت که جانفرسا بود. سلام دختر قشنگ مامان .سلام عزیز دردونه من.مامانی چی بگم که دلم پر از غمه .چی بگم که مامانبزرگم رفـــــــــت.مامانبزرگ مهربونمممممممممم مامانبزرگ عزیزمون رفت. اشکامون سرازیره دلامون پر از غصه است . بابایی خیلی غصه داره بابایی خیلی غم داره آخ که جیگرمون داره آتیش میگیره.مامانبزرگ مامان بابایی یکسال بود که مریض بود مریضیه لعنتی غده بدخیم سرطانی از معده شروع شد و همه جای بدنشو گرفت و بالاخره ١٠ فروردین ٩٣ در سن ٧٩ سالگیه مامانبزرگ دوست داشتنیمون رو از پا درآورد. نمیتونم بهت بگم تا چه ا...
20 فروردين 1393