آخر هفتهههههههه...
عروسک قشنگم چهارشنبه شب که شما تب کرده بودی به خاطر تب شما کولر روشن کردیم و متاسفانه من سرما خوردممممممممممم واسه همین پنجشنبه رو همش تو خونه موندیم و شما کلی به جون من نق زدی البته حق داشتی چون حوصلت سر رفته بود . غروب دیگه حالم خیلی بد بود دلم میخواست سیر بخوابم واسه همین بابا حجت شمارو برد گردش.و من یه دل سیر خوابیدم و واقعا همون خواب سرحالم کرد. این اولین بار بود که با باباحجت با ماشین میرفتی گردش. فدات بشم که عاشق همه تابلوهای led هستی مخصوصا این یکی که چون دوسش داری هروقت بیرون میریم جلو این وایمیسیم تا سیر نگاش کنییییییییییی ...











