دوشنبه 23 اردیبهشت 92
طلاخانوم دیروز دوست باباحجت و خانومش که از یزد اومده بودن شمال مارو برای شام دعوت کرده بودن برای کباب .چون ویلا داشتن لب ساحل ما بعدازظهر راه افتادیم رفتیم سمت ویلاشون.خیلی خوش گذشت شمام خیلی خانوم بودی و کل راه و خوابیدی اونجام که میخواستیم بریم لب ساحل بیدار بودی و تونستیم کلی عکسای خوشمل از شما بگیریم . آخه این اولین باری بود که می رفتی دریاااااا دخمل خوشملم. درسته که شمالی هستی ولی چون تا الان هوا سرد بود جرات نمی کردم ببرمت دریاااااااااا. اینا عکسای شما تو راه ویلا تا ساحله. فرای خوشگلیات مامی جون. اینم عکسای طلا خانوم لب ساحل خوشگل دریای خزر و...











