اولين كبودي سر رونيا جونم...
عسلم امروز که تو آشپزخونه بودم داشتم فرنیتو درست میکردم اومدی میز عسلی رو بگیری و بلند شی که سرت خورد بهش و کلی گریه کردی و چون نذاشتی برات یخ بزارم یکمم ورم کرد.
فدات شم که دیگه خیلی شیطون شدی و باید 4 چشمی مواظبت باشم و یه ثانیه هم نمیشه تنهات گذاشت عشقمممممممممم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين كبودي سر رونيا جونم...
