سفرنامه تهران
عزیز مامان متاسفانه نتونستم وبلاگتو از تهران آپ کنم چون وقتمون خیلی کم بود و فقط وقت می کردم به شما برسم به کارایی که تهران داشتیم . عشقم شنبه ساعت ٩ صبح راه افتادیم سمت تهران و شما کل راه رو خوابیدی عشق مامان فقط وسط راه یه بار بیدار شدی که نگه داشتیم تا شما شیر بخوری و بعدش راه افتادیم و دوباره شما خوابیدی تا تهران . این عکس شماست تو راه. نمیدونم ماشین چی داره که انگار شمارو هیبنوتیزم میکنهههههههههههه 

روز اول تهران به دید وبازدید گذشت اول که نهار رفتیم خونه خاله فرشته مهربون (هم اسم شماست یه جورایی
) برای شام هم که رفتیم خونه دایی علی مامانت که یدونه دایی منه و چون شما خودت دایی نداری یه جورایی دایی شمام میشه که البته اولین باری بود که شمارو می دید و شمام کلی از خجالتش دراومدی و حسابی غریبی کردی و بغلش کلی گریه کردیییییییییی
اینم عکس شما تو راه کرج که داشتیم می رفتیم خونه دایی علی و تیپ زدیییییی حسابی و خوش اخلاقی

روز دوم من و شما و خاله هانیه رفتیم خیابون بهار که برای شما صندلی ماشین بگیریم که تو مسافرتها هم ایمن باشی و هم راحت .شرکتی که خاله هانیه اونجا کار میکنه هم همون نزدیکی بود که چون هم خسته شده بودیم هم شما گرسنه بودیم رفتیم اونجا هم نهار خوردیم هم جای شمارو عوض کردم که حسابی ............. و اونجا شمارو گذاشتم رو صندلی ریاست شرکت .فدات بشم من رئیس کوچولووووووووووووووو.

خلاصه از اونجا بعد کلی پرس و جو و گشتن یه صندلی ماشین خوشگل و عالی برات خریدم که چون هنوز شمارو نذاشتم توش عکسشو نذاشتم در اولین فرصت عکس رونیا طلا و صندلی ماشینشو میذارم. تو راه برگشت چندتا گل خوشگل گرفتیم که ازشما با اونا خاله هانیه کلی عکس انداخت که متاسفانه چون دختر من خیلی شیطون بلاست همش تار افتاد ولی این یکی بهتر از بقیستتتتتتتتتت آخه تو خودت گلیییییی خوشگل خانوممممممم

روز بعدش که شما پیش مامان فریبا موندی و من رفتم بازار برای شما کلی لباسای خوشل خوشل خریدم و سرویس طلا برای طلای خودم که عکساشو میذارم تو ادامه مطلب.البته اون روز جشن 3 ماهگی شمام بود که تو یه پست جدا مفصل راجع بهش مینویسم.
روز آخرم که تا بعدازظهر خونه بودیم بعدش رفتیم اسم شمارو به عنوان گردنبند که هدیه من و بابا حجت برای به دنیا اومدنت بود رو سفارش دادم که هروقت آماده شد عکسشو حتما میزارم. بعدشم به پیشنهاد خاله هانیه رفتیم بازدید از برج میلاد.با کلی ذوق شمارو آماده کرده بودم برای کلی عکسای خوشگل از اون بالا که متاسفانه اونجا گفتن که صلاح نیست بچه زیر 2سال بره بالا به خاطر ارتفاع زیاد و تغییر فشار و منم ریسک نکردم و شما و خاله هانیه تو لابی برج موندین .
اینم عکس شما و برج ملاد البته از تو لابییییییی .....

دیروزم که برگشتیم و شما بازم کل راه و خواب بودییییییی .کلا تو این مسافرت خیلی خانوم بودی و همراهی کردی عاشقتم طلا خانوممم .به اندازه تموم دنیااااااا دوست دارمممممممممممممم.بوس
اینم عکس شما تو راه برگشتتتتتت .فدای اون تیپت .

اینو یادم رفت بگم که شما عاشق لوسر خونه مامان جون اینا 0مامان بزرگ مادری من ) شده بودی و هروقت میذاشتیمت زمین تا چشت بهش میخورد غش میکردی از خندههههههه . اینم عکسات در حال عاشقی با لوسررررر



عکس های خریدای رونیا در ادامه مطلب...
اینا لباس تو خونه ای هاتن طلا خانوم.

اینا لباس بیرونی هاااااااا...........

لباس برای جشن و مهمونی که دعوتیم.........

لباس اسپورت و کفش......



اینم مایو دوتیکه دخملم که بپوشه بره دریا آبتنییییییییی ووووووووووی اونوقت من بخولمششششششششش

و در آخر سرویس طلای طلا خانوم.......



سفرنامه تهران
