فرشتـــه کوچکمفرشتـــه کوچکم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

فرشــته کوچکم رونیــــا.

یه پیک نیک عالی با رونیااا

1392/4/15 0:51
نویسنده : مامانیه رونیا
685 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان این چندروز که وبتو آپ نکردم اتفاق خاصی نیوفتاده بود که بخوام بنویسم .امروز به همراه خاله صبا و عمو مجتبی و بابا حجت تصمیم گرفتیم بریم جنگل .اول برای اینکه شما اذیت نشی میخواستیم شمارو بزاریم پیش مامان فریبا اما بعدش که مامان فریبا گفت کار داره تصمیم گرفتم شمارو هم ببریم. راه خیلی طولانی بود اما شما تو راه همش خواب بود بعد یه ساعت رسیدیم خربزه چشمه که جای واقعا محشری بود و البته خیلی خیلی خنک که مجبور شدم تن شما آستین بلند و کلاه بپوشونم(حالا خوبه همراهم آورده بودماااا) .شما تا بیدار شدی شیر خوردی و بابا حجت شمارو کلی تو جنگل چرخوند. و شما هم کلی کیف میکردی. مخصوصا از دیدن آتیش که حسابی متعجب شده بودی.

 

رونیااااا

 

اینجا هم داری آتیشو نگاه میکنی و انگشت به دهن موندیینیشخند

 

رونیااااااااا

 

رونیااااااااااا

 

بعدش بابا رفت آتیش درست کنه و من مامور چرخوندن شما شدم. و از اونجایی که دستم زود درد میگیره آغوشی رو بستم و حسابی چرخوندمت. این عکسم خاله صبا ازمون انداخته.

 

رونیااااااااا

 

و بععععععععععععععععد نوبت عمو مجتبی رسیدچشم

 

رونیاا

 

بعدش یکمی رضایت دادی که بشینیالبته تو بغل باباحجت و منم فرصت رو غنیمت شمردم یه عالمه عکس انداختم. البته از اونجایی که خیلی شیطون تشریف داری و همش وول میخوری فقط چندتاش خوب شد.

 

رونیااااااااا

 

رونیاااااااا

 

بعدش دستت درد نکنه یه نیم ساعت خوابیدی و عمو مجتبی حسابی از خونواده سه نفریمون عکس انداخت.

ولی اول این عکسو ببین که بابا داره با چه عشقی نگات میکنهههههههههههههقلب

 

رونیااااااااا

 

رونیا و مامیش.

 

رونیاااااااااا

 

رونیااااااا

 

رونیاااااااا

 

رونیااااااااااا

 

بعدش که نوبت هندونه شد دیدمم همش داری نگاش میکنی و دست دراز میکنی طرفش. خاله صبا داد که بهش دست بزنی تو هم همش با دستت میکوبیدی روش.

 

رونیاااااااا

 

 

بعدش خاله صبا یه قاچ هندونه آورد طرف دهنت شما هم شروع کردی خوردن .

 

رونیااااااا

 

چون من بهش گفتم که هندونه براش نفخ میاره اونم از دهنت کشید و بعدش قهر کردی و شروع کردی گریهههههههههههههه که دیگه بعدش میزاشتم دهنتم راضی نمیشدییییییییی.

 

رونیاااااااااا

 

اینم یه عکس از شما و خاله صبای مخفیییییییییییینیشخند

 

رونیااااااااااا

 

خلاصه خیلی بهمون خوش گذشت و ساعت 9 شب رسیدیم خونه و شما رو الان به زور خوابوندم و هی بهت سر میزنم که بیدار نشی. من خیلی عاشقتماااااااااااااااا فرشته کوچولووووووووووو .بوس واسه اون لپای خوشگلتتتتتتتتت.ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)