این روزهای پاییزی.
عزیزکم سلام . خوشگلک من که این روزا همه حرفهامونو به زبون شیرین خودت تکرار میکنی فدااات بشم من . کلی کلمه جدید یاد گرفتی عشقم. از همه هم شیرین تر بیم بیم گفتنته که موقع ددر رفتن میگی . عشق مامان این یه هفته اول مهر رو که همه بچه ها رفتن مدرسه شما و مهتا رفتین پارک و باغ وحش .جمعه هم ناهار عمه و عمو علی رو خونمون دعوت کردیم برا پاگشا وشما هم حسابی با عمو علی جور شده بودی تا حتی فرداش که بالشی رو که عمو روش خوابیده بود رو نشون میدادی و میگفتی عم عم . شبشم با عمهه اینا رفتیم خونه خاله صبا دورهمی 20 تا 30 و تولد عمو مجتبی عشقت بود. اونجا خیلی اذیت کردی و همش بهونه گرفتی و هیچی هم شام نخوردی .خلاصه شنبه رو هم شب رفتیم شام بیرون وبعدشم با مریم و...
نویسنده :
مامانیه رونیا
3:48
مبارکــــــــ باشه طلا خانوم.
عسل مامان امروز رفتم برات کلی کفش خریدم . اخه تمام کفشهات یهویی برات کوچیک شدو همش نق میزدی نمیزاشتی پات کنم . اینم کفشای جدید عسل خانومم. عاشق این یکی شدم اینارو هم پارسال برات خریدم ولی الان اندازه پاته امیدوارم تا هوا سرد شه برات کوچیک نشه این دمپایی هم چون خوشم اومد دو سایز بزرگتر برای سال دیگه گرفتم . جدیدا یاد گرفته بودی النگوهاتو از دستت درمیاوردی و منم که کلا النگو دوست نداشتم و چون هنوزم پلاک دست خودت که مال سرویسته برات بزرگ بود امروز در یک اقدام ضربتی النگوهاتو تبدیل به این...
نویسنده :
مامانیه رونیا
2:29
بوی ماه مدرســــــــــــه !!!
باز پاییز است اندکی از مهر پیداست حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست. ...
نویسنده :
مامانیه رونیا
13:00
پایان 19 ماهگی / ورود به 20 ماهگی.
نازنینم فرشته صورتیه من وروردت به ماهگی مبارکـــــــــــــ . عزیز مامان کی این همه بزرگ شدی عشقم چقدر زود داری بزرگ میشی یکم آرومتر مامانجون بزار بیشتر حس کنم ماههای بودنت رووو عزیزم. عزیزم اصرار داشتم خودش شمعشو فوت کنه و این ماه یه مهمون دوست داشتنی هم برای ماهگردت بود آیلین جونم که حسابی از صبح ذوق ماهگردتو داشت عزیم. اینم قابل فرشته جون رو نداره: اینم آیلین جون شرمندمون کردن: ...
آخرین روزهای 18 ماهگی و تابستانی دخترکــــــــــ .
سلام عشق زندگیه من .سلام دردونه یکیدونه من .عزیز دلم این روزا حسابی اینور اونوریم و همش بیرونیم یا پیش مهتاییم یا باهاشون بیرونیم خلاصه حسابی این روزای آخر تابستونی رو داریم استفاده میکنیم و خوش میگذرونیم. اما بگم از دختر کوچولوی من که فردا 19 ماهه میشه . فرشته کوچولوی مامان هزار ماشالا حرف زدنت خیلی پیشرفت کرده و تقریبا هر کلمه ای که میگم بگو رو تکرار میکنی. خیلی بیشتر خواسته هات رو با حرف زدن میگی و کمتر اشاره میکنی . کلمه های جدیدی که یادمه : شی ( شیر) /ممون( میمون) /پیس(پسته) /سی(سیب) /جوووووو(جغد)/ ما( مار) /داو(گاو) /آپو( هاپو)/ ابو( آبی)/ عس( عکس) /د ااا م( بر وزن سلام) / ممننییی( مهتا) / خو( خب) / باک( پارک) / پاسی( پاستیل) ...
نویسنده :
مامانیه رونیا
18:11
و بالاخــــــــــــــره واکسن 18 ماهگی بعد 23 روز !!!
سلام عشق کوچولوی من بالاخره امروز بخت این واکسن 18 ماهگیت باز شد .دیشب با کلی استرس شما رو زود خوابوندم و کل خونه رو گشتم ببینم چه چیزایی شمارو خوشحال میکنه و برات بردارم. قبلشم با باباحجت رفتیم اسباب بازی فروشی تا برات یه چیز بخریم که فردا بدم بهت و حواست پرت شه که با اینا برگشتیم بیرون: اون موبایل گذاشتم برا واکسن .عاشق پیشیه شدی که تقلید صدا میکنه.کتاب حموم قبلیتم همشو یاد گرفتی واسه همین یدونه جدید برات خریدم. اون توپه هم که همقد خودته انچنان خنده ای براش میکردی تو فروشگاه که باباحجت گفت حتما برات بگیریم.مبارکت باشه عسلم. اما بگم از امروز که صبح ساعت 8 بیدارت کردم و تا بیدار شدی با اینکه زود بود نق نزدی...
روزهایی با مهتـــــــــــا ...
عشقم این روزا دختر عمه هام و عمم از کرمانشاه اومدن و حسابی سرمون گرمه .تقربا هر روز پیش اوناییم و شما هم خوش به حالت شده و همش با مهتا بازی میکنی گاهی هم دعواتون میشه سر اسباب بازیا یا خوراکی ها. اولین باری که نوشمک خوردی. ...
جشن نامزدی عمه فهیمه.
پاستیل خوشمزه مامی شنبه شب جشن نامزدی عمه فهیمه بود و حسابی هم خوش گذشت . با اینکه از صبح برنامه ریزی کرده بودم بازم همه کارام موند دقیقه نود و اخرشم یه چیز مهم یادم رفت و اونم پستونک شمابود. خلاصه که تا رسیدیم شام خوردیم وشما هم کلی مرغ و ماست خوردی بعدش اومدیم تو حیاط که ارکسر بود و برخلاف تصورم که الان خیلی خوشحال میپری وسط و نانای میکنی حسابی لج بازی کردی لجبازیتم از این بابت بود که میخواستی بری وسط نانای کنی و حتما هم میخواستی منم بیام برقصم حالا هنوز هیشکی نیومده وسط و پیست رقص خالی منم نمیومدم وشما گریه میکردی بعدش دیگه لجت شروع شد و منم پستونک نداشتم که بهت بدم تا آرومت کنه خلاصه یکم برات شیر ریختتم تو شیشه و خوردی ولی بازم آ...











