فرشتـــه کوچکمفرشتـــه کوچکم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

فرشــته کوچکم رونیــــا.

ادامه مریضی و اولین آمپول :(

عزیزی مامان از دیشب که بهت شیر دادم تا ساعت 1 خوب بودی و بالا نیاورده بودی ولی ساعت 1 و نیم یهو هرچی شیر خورده بودی بالا آوردی و ما هم به باباییزنگ زدیم و بردیمت که آمپولو برات بزنن.من که اصلا طاقت دیدنشو نداشتم نشستم تو ماشین و باباحجت و بابایی بردنت یکم بعد با کلی گریه برگشتین و تا اومدی بغلم ساکت شدی.( اولین آمپولت رو روی رون پای راستت وقتی که یک سال و 2 ماه و 2 روزت بود زدی عشقکم ) فدات بشم عروسکم ایشالا دیگه هیچوقت تو این حال نبینمت این روزا سخت ترین روزای زندگیمه عشق کوچولوی بیحال من.از اونجا هم وسایل و جمع کردیم و رفتیم خونه مامان فریبا بعد از آمپول یه بار دیگه بالا آوردی و خوابیدی و گفتیم اگه بازم بالا بیاری ببریمت بی...
2 ارديبهشت 1393

دخترکم توروخدا زودی خوب شــــــــــــــو !!!

دختر نازنینم نازکتر از برگ گلم قربونت برم که یه ویروس بد از امروز تو رو بیحال و مریضت کرده جوری که حتی یدونه هم اه اه معروفتو نمیگی همش میخوابی و یه گوشه ای بیحال دراز کشیدی. چقـــــــــــــــدر سخته دیدنت تو این حال دلبرکم .دختر کوچولوی شیطونم از امروز صبح تا الان هر چی خوردی بالا آوردی و چند ساعت دیگه دقیقا یه روزه که هیچی جز آب نخوردی .الهی بمیرم برات چرا آخه گل نازم مریض شدی. استفراغت به کنار تب هم داری و بدنت داغه داغه .خدایا مواظب بدخترکم باش. دکتر حمید گفت اگه تا یه ساعت دیگه بازم بالا آوردی باید آمپول بزنی و اگه خدای نکرده آمپول هم اثر نکرد باید بستری بشی . وای خدایا خودت میدونی من طاقت این چیزا رو ندارم همین الان اشکام بند نمیاد چه ...
1 ارديبهشت 1393

روز مــــــــــــادر مبارکــــــــــــــــ .

دخترکم امسال دومین سالیه که منم مــــــــــــــادرم به لطف پروردگار مهربونم و وجــــــــود زیبا و پاک شما خدایا شکرت و ممنون بابت لایق دونستن من برای نام مــــــــــــــــادر خصوصا مادر فرشتــــــــــــــــــه ای همچون دختــــــــــــرکم. شکـــــــر پروردگارم.   ...
31 فروردين 1393

پایان 14 ماهگی / ورود به 15 ماهگی

عشق کوچولوی خونه مـــــــــــــــا   فرشته آسمونیه مـــــــــــــا   رونیا جون مـــــــــــــــا                                   ماهگیت مبارکــــــــــــــــــ .                     ...
31 فروردين 1393

آخرین روزهای 13 ماهگی به روایت عکس ...

دخترک زمستانیه من در یک روز بهاری:     موش کوچولوی من و دوستاش( عاشق این عکستتتتتتتتتتتتتتتتتم)       رونیا در حال تست دوچرخه :     این عکسهام مال چند شب پیشه که با خاله صبا و عمو مجی کلی گشت و گزار کردیم / پارک / فست فود / کافی شاپ       تو این فست فوده کلی اذیتمون کردی و بیچاره خاله اینا نفهمیدن چی خوردن       این عکسهام شیطونیهاتو تو مغازه بابایی نشون میده ...                 اینجام آش پزونه که اصرار داشتی همش از ...
31 فروردين 1393

اولین آزمایش خون / اولین رگ گیری

الهی قربون دخترم بشم که امروز کلی گریـــــــــــــــه کرد فدات بشم من فرشته کوچولو مامان بابا رو ببخش که امروز بردیمت آزمایشگاه و نگهت داشتیم تا ازت خون بگیرن عزیز دلم .شرمنده عشقم برای سلامتیت لازم بود فرشته نازم. امروز بازم رفتیم مطب دکتر حمید برای چندتا دونه سفید بدجنس که رو لب دخترکم جا خوش کرده بود که خوشبختانه دکتر گفت مشکلی نیست و خودش برطرف میشه احتمالا چون همه چی رو تو این سن دهن میزاره آلوده شده. بعش رفتیم آزمایشگاه اول با مسئول اونجا با اینکه یه آقای میانسال بود کلی دوست شده بودی و اونم خیلی مهربون بود و همش براش بوس میفرستادی ولی تا نوبت به مسئله اصلی رسید چون باید میخوابوندیمت رو تخت و دست و پاتو نگه میداشتیم دیگه حسابی گریه و ...
31 فروردين 1393

خوش آمدگویی به اولین مروارید رونیــــا( جشن دندونی فرشته کوچولو)

سلام دردونه خوشگلم. عزیز مامان چون دقیقا روز دندون در آوردنت با روزی که مامانبزرگ فوت شد یکی بود امروز برات آش دندونی پختیم و به خاطر مامانبزرگ جشن نگرفتیم برات. فقط یه کیک کوچیک برای خونواده سه نفریمون که برات به یادگار بمونه.آش دندونیتم مامان فریبا برات پخت. دستش درد نکنه که همیشه همه زحمتها به عهده اونه . البته به چای آش دندونی آش رشته پختیم چون خوشمزه تر بود.  دیگه بقیــــــــــــه ماجراها به روایت عکس: ریسه دندونی درست شده توسط مامان هنرمندت     ظرفهای آش تزیین شده:     متن کارت های روی ظرف.     کلاه فرشته کوچولو بازهم هنر دست مامان     پاستیلها...
30 فروردين 1393

چکاپ دکتر حمید.

سلام عروسک شیرین مامان. دیروز بالاخره بعد سه ماه بختش باز شد بریم چکاپ پیش دکتر خودت یعنی دکتر حمید. نه که همش برای یبوستت میریم کرمی دیگه 3 ماه بود که پیش دکتر حمید نمیرفتیم. خلاصه که خداروشکر دکتر از همه چی راضی بود و البته مثل همیشه خیلی کم وزن میگیری که دیگه بهش عادت کرده دکتر حمید.  فکر کنم میخوای یه باربی خوشگل موشگل بشی عشقم با این وزن گرفتنت. شما سالم باش وزن مهم نیست دخترکم. تازه شدی 9 کیلو 150 با قد 76. ریزه میزه خودمییییییییییی  ولی راجع به آزمایش هم همون آزمایش خونی که دکتر کرمی نوشت  رو تایید کرد و گفت باید انجام بشه برای چکاپ یکسالگیت. فکر کنم نمیتونیم از زیرش در بریم دیگه. ایشالا شنبه میریم برای آزمایش ...
29 فروردين 1393

عیدی های امسال.

عزیز مامان امسال پول عیدی هات رو برات طلا نخریدم. به جاش برات یه دوچرخه خریدم که کلی دوسش داری. مبارک باشه گل نازم.     عیدی من و باباحجت هم یه عروسک بی بی برن که عین یه نی نی همه کار میکنه  حتی پی پی وقتی بازش کردم کلی ذوق کردی و همش انگشتتو میزاشتی لای پلکش که باز و بسته میشه. منم دیدم اینجوری قبل از اینکه باهاش بازی کنی خرابش میکنی برات گذاشتم کنار تا سنت بهش بخوره و ازش لذت ببری عشق من.     هنوز یکم لز عیدی هات مونده که اونم برات یه چیز میخرم که باهاش سرگرم شی گل گلیه من. دست همه بابت عیدی هاشون درد نکنه. ...
27 فروردين 1393