سورپرایز عمه فهیمه...
سلام عسل خانوم 7 ماه و یه روزه من.امشب رفتیم بهشهر دیدن عمه جونا و مادر جون و ... .تا رسیدیم عمه یه سورپرایز برات داشتتتتتتتتتتت اگه گفتی چی بوووووووووووود؟؟؟؟

بلههههههههههههه .عمه فهیمه زحمت کشیده بود وبرات کیک هفت ماهگی پخته بوددددددددددد.
دستش درد نکنههههههههه.اینم از طرف شما به عمه مهربووووون.

یعنی این ماه دوبار شمع هفت برات روشن کردیم نازدونه خانوم.گفتم که هفت عدد مقدسییهههههه
عمه فهیمه هم الان خونه ماست با ما اومد ساری تا چند روزی پیشمون بمونه و شما حسابی خوش به حالت بشهه .
چون هر وقت عمه میااد کلی با شما بازی میکنه و کلی میخندی و شبا به زور میخوابونمت بس که ذوق دارییییییییییییی.
امشبم از ساعت 11 و نیم تلاش برای خوابوندن شما رو شروع کردم تا 5 دقیقه قبل موفق شدمممممممممممم با موفقیت این پروزه رو به اتمام برسونم.
مخصوصا که امشب موقع برگشت از بهشهر خوابیدی و وقتی رسیدیم خونه حسابی سرحال بودی .بدون من چه مشقتی کشیدم تا خوابوندمتتتت
البته این وسطا کلی با عمه بازی کردی و آتیش سوزوندی وروجک من.
اینم عکسای غش کردنت تو راه برگشت (فدات بشم که انقدر خسته بودییییییی عشقم)

عاشق این عکست شدمممممممم

اینم همین الانه که کنار من رو تخت افقی خوابیدییییییییییییییی فرشته کوچولوی خودممممم

خدایا هزاران بار شکررررررررررررررر.


سورپرایز عمه فهیمه...
