اولین روز پاییزی رونیا...
پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ
اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران خوشرنگ
و من آرزومند آرزوهایت.
دخترکم اولین روز از اولین پاییز زندگیت مبارک.
دردونه خوشگلم امروز عصری با عمه فهیمه و خاله صبا کلی رفتیم پیاده روی و کالسکه سواری.
شما هم کلی خوش به حالت شد.حسابی دور خوردیم و کلی هم برای شما طبق معمول خرید کردیم.
اصلا نمیشه من بیرون برم ولی برای شما چیزی نگیرم.
خیلی وقت بود دنبال یه ست قابلمه میگشتم که خیلی کوشمولو باشه ولی پیدا نمیکردم که امروز خریدم و کلی از خریدش راضیم فقط متاسفانه رنگشو زیاد دوست نداشتمممممممم ولی چاره ای نبود چون همون یدونه رو داشت
.دوتا شلوار راحتی خوشگل که پشتش گل دوزی داره و الان پاته ودوتا تل سر که یکیشو عمه برات خرید.
و یدونه هم از پستونکهایی که میوفته زمین درش بسته میشهههه
.و در آخر یه پوتین خیلی خیلی خوشمللللللللللللللل مثل خودت
.مبارکت باشه طلا خانوم. بیرون که بودیم یادمون رفت ازت عکس بندازیم تا برات بزارم یادگاری بمونه ولی چندتا عکس تو خونه که داری با خریدات بازی میکنی عمه ازت انداخته که میزارم اینجا برای یادگاریییییییییییییی.بوس بوسسسسسسسسسسسس.
اینجا تازه از بیرون اومدیم فکر کنم خیلی خسته شده بودی که اینجوری بهم لم دادییییییی

فدات شممممممممممم عروسکمممم

اون تل زرده رو عمه برات خرید دستش درد نکنه عمه جون.


کلا عاشق قابلمه ماهیتابه شده بودی و همش میکردیش تو دهنتتتتتتتت

اینجا از نور فلاش چشاتو اینجوریی کردیییییی



اینم که همین الانه که تا شیرتو گذاشتم دهنت خوابت بردهههههه اونم دست روی چشمممممممم .با اون گلدوزی پشت شلوارت عاشقتممممممممممممم




اولین روز پاییزی رونیا...
