خاطرات 2 ماه اول رونیا
دختر گلم چون من این وبلاگ از دو ماهگی شما درست کردم واسه همین اینجا خاطرات دو ماه اول زندگیت رو به صورت خلاصه واست مینویسم.
30/11/91 : روز تولد شما . شما تو بیمارستان شفا ساری تحت نظر دکتر بنافتی در ساعت 9:40 دقیقه صبح دوشنبه 3 بهمن 91 با وزن 2600 گرم و قد 46 و دور سر 34 به دنیا اومدی. خوش اومدی گل خوشگلم.

1/12/91 :مرخص شدن از بیمارستان در ساعت 1 بعدازظهر.رفتن به خونه مامان فریبا و بابایی.

2/12/91:شروع زردی رونیا
3/12/91:افتادن بند ناف رونیا طلا.

5/12 91: آزمایش تیروئید و شنوایی سنجی. یه روز بد واسه من ورونیا چون از کف پای دخترم خون گرفتن دو بار یه بار برا تیروئید یه بار برا زردی ( زردی:14)

8/12/91:زردی رونیا رو به بهبود رفت و دیگه احتیاجی به آزمایش و بستری نیست.خدارو شکر.
10/12/91: اولین ناخن گرفتن رونیا.
11/12/91:اولین مهمونی رونیا: دوره خونوادگی خونه عمه اعظم مهربون.
14/12/91:اولین بهداشت رونیا: وزن: 2900 / قد:49 / دور سر:
15/12/91:شروع قطره A+D برای رونیا
17/12/91:اولین مسافرت رونیا .تهران.

22/12/91:اولین بهشهر رونیا : اینو برای خواننده های وبلاگ بگم که فامیل های پدری رونیا بهشهر زندگی می کنن. و رونیا طلا در این روز برای اولین بار خونه بابابزرگ و مامان بزرگ پدریش رفت.

این عکس خوشگلو عمه فهمیمه مهربون تو خونشون ازت انداخته.
و بالاخرهههههههههه
27 /12/91: اولین لبخند دخترم.
30/12/91: اولین عید دخترم/اولین ماهگرد تولد دخترم/اولین عید دیدنی دخترم.
5/1/92:دومین بهداشت رونیا(وزن:3670 گرم/قد:52/دور سر: 36) / دومین شنونیی سنجی رونیا
6/1/92:شروع پوشک شماره دو

7/1/92:شروع درآوردن صداهای جالب
8/1/92:اولین پیک نیک رونیا:باغ پسر عمه علی مامانش

13/1/92: اولین 13 بدر رونیا

16/1/92:اولین اشک رونیا : مامانی ایشالا لبات همیشه خندون باشهههههه و اشکات همه اشک شوق.
25/1/92: موهای رونیا شروع به ریختن کرد.


خاطرات 2 ماه اول رونیا
