برگشت از مسافرت و استقبال با آمپول :-(
سلام عشق کوچولوی من. عشق دلم دیروز بالاخره از نور برگشتیم با کلی خستگی ولی تو ماشین فهمیدیم که شما تب داری .بلـــــــــــه متاسفانه با اینکه این دو روز کلی بهمون خوش گذشت ولی متاسفانه شما سرما خوردی و دیشب که رفتیم دکتر فهمیدیم گلوت چرکی شده و برات یه آمپول زد و خداروشکر دیگه از ظهر تب نکردی . ولی بگم از مسافرت که حسابی بهت خوش گذشت و تا میتونستی آب بازی کردی چه تو دریا چه تو ویلا با شلنگ آب توی حیاط. کلی هم نانای کردی و قایق سواری. از همه بیشتر قایق بادی رو دوست داشتی نمزاشتی بیاریمت بیرون همش میخواستی اون تو باشی. همه بهت آب میپاششیدن و با اینکه ثانیه ای نفست میرفت از ذوق جیغ میکشیدی .البته روز دوم چون صبح زود بیدار شده بو...










