فرشتـــه کوچکمفرشتـــه کوچکم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

فرشــته کوچکم رونیــــا.

8 تیــــر: شروع ماه رمضان + سالروز اشکهای شوق .

سلام به عشق خوشگلمون. دخترکم امروز اولین روز ماه رمضونه و امسال هم مثل هرسال به لطف باباحجت خونه ما هم برای سحر برقش روشن میشه و صدای قران و دعا ازش شنیده میشه.   امروز یه مناسبت دیگه هم داره که برای من و بابا حجت خیلی خاطره انگیزه .درست 2 سال پیش همچین روزی بود که شما وجود نازنینت رو با بیبی چک به ما نشون دادی و ما رو غرق در عشق و شادی و اشک شوق کردی و این روز رو تا ابد برای ما خاطره انگیز و فراموش نشدنی کردی. خدایا شکرت که مارو لایق این فرشتت دونستی و برای ما و فقط برای ما فرستادیش . خدایا شکرت بابت سالم بودن رونیا . خدایا شکرت که منم مامان کردی. و تو فرشته نازم مرسی که اومدی مرسی که هستی مرسی ک...
9 تير 1393

این روزهای طلا خانوم و کلمه های بیشتر ...

سلام به دختر خوشگلم. به عزیز دردونه خودم که هر روز یه کلمه جدید تحویلمون میدیو و مارو ذوق مرگ میکنی .وای که چقدر شنیدن همون چندکلمه عادی با زبون شما  فرق داره و خوشگلتره. این روزا هرچی میگیم رو سعی میکنی تکرار کنی بعضی هارو خوب میگی ولی بعضیهارو نه. کلمه های جدید که با آگاهی به کار میبری : آیه(آره) / نه / ماما / بابا / آب به / به به / اموم (حموم) / بابای ( بای بای)/  بعضی کلمات هم باید بهت بگیم تا تکرار کنی مثل: ما( مار) / د تا ( وقتی میپرسم مامان چندتا دوست داری میگی ده تا) / دش (کفش) / ب ب ( پی پی )/ خ ( خیار خرما )  آفرین طوطیه مامان این روزا عاشق کیف شدی و شال .مدام تو خونه کیف میزاری رو دستتو یه چیزی می...
5 تير 1393

یه روز خوب با دینا جونی و اولین تجربه فان پارک.

سلام طلا خانومم . خوشگل مامان امروز برای اولین بار رفتیم فان پارک یا همون پارک های سرپوشیده.اولین پارکی رفتی پارک نی نی تپلی بود . تنها نبودیم با دینا جون و مامانیش و باباییش قرار گذاشتیم و رفتیم .فکر کنم به شما دوتا که خیلی خوش گذشت . شما بیشتر از اینکه با وسایل بازی کنی دوست داشتی پیش نی نی ها باشی و باهاشون حرف بزنی و تا یکم آهنگی که پخش میشد قرش زیاد میشد شروع میکردی نانای کردن و همه خندشون میگرفت. بس که قرتی خانوم تشریف داری شما. از بین بازی ها هم استخر توپ رو دوست داشتی . با دینا جون هم خوب کنار میومدی .خلاصه که بهمون خوش گذشت .به نظرم خیلی بهتر از پارک های معمولی برای شما بود چون کفش حسابی ضدضربه بود و بازیهاش هم بی خطرتر و این...
3 تير 1393

جام جهانی 2014 برزیل و رونیـــــــــــا.

عزیز دلم این روزا تب فوتبال همه جارو گرفته و خونه ما هم همینطور و حتی شمارو . امروز که بازی ایران آرزانتین بود هرچی ما جیغ و داد میکردیم و کلا هر کاری که میکردیم و هرچی که میگفتیم شما هم تکرار میکردی : جیغ دست حتی ایــــــــــــــــــول هم میگفتی.   ...
1 تير 1393

پایان 16 ماهگی / ورود به 17 ماهگی.

فرشته کوچولوی دوست داشتنی ماهگیت   مبارکـــــــــــــــــــ .       گل نازم این ماه ماهگرد با تولد دوقلوها یه روز شد واسه همین یه روز دیرتر برات کیک خوشمزه میپزم. بعدا نوشت: خوشگل دخترم امشب برات کیک خوشمزه پختم و بابایی و مامان فریبا رو هم گفتم بیان پیشمون. امشب فوتبال جام جهانی هم بود بین تیم ایران و آرزانتین که تو پست بعد با یه عکس خوشگل برات میزارم. ایشالا کیک 16 سالگیت عشق مامان. فرشته کوچولو 16 ماهه من     اینم قابل شمارو نداره :     بقیه عکسها بدو ادامه مطلب. عشقم ذوق زده از فشفشه.   ...
31 خرداد 1393

تولد دوقلوها + آخرین روزهای 15 ماهگی.

سلام عشق زندگیه ما. سلام دردونه خوشگل من. عزیز مامان الهی قربونت برم که دیگه کم کم داری حرف میزنی و همه چیو برای خودت تکرار میکنی . دایره لغاتت کاملتر میشه هرروز نفسم. بعضی اوقات هم که تا ازت یه چیزی میپرسم یا دعوات میکنم یا باهات حرف میزنم همچین به زبون خودت شروع میکنی کلمات رو ردیف کردن که آدم میخواد قورتت بده بسکه شیرین میشی اون لحظه . مثلا همین چند دقیقه پیش که داشتم میخوابوندمت و اصلا نمیخوابیدی هر کاری میکردم تا بهت گفتم رونیا ساعت 3 صبحه چرا نمیخوابی همچین شروع کردی برام سخنرانی کردن که از قید خوابوندنت گذشتم و کلی چلوندمت. خلاصه که خیلی جیگری عسلم. کلمات  جدیدی که میگی: ( بله / ماما / نیا (رونیا)/ م ( موز) / م م ( میمون)/ ...
31 خرداد 1393

متفرقه های 15 ماهگی( این چند روزی که نبودیم)

سلام عشق خوشگل خودم. آخ که چقدر دلم برای این دنیای مجازی تنگ شده بود . دنیایی که به ظاهر مجازیه در واقع از هر حقیقیی حقیقی تره . بگم از تاخیرمون که بسکه رفتی جفت پا رو این لپ تاب بدبخت بالاخره کارش به بیمارستان کشید. منم هی صبر کردم دیدم نه حالش وخیم تر از این حرفهاست  حالا حالا ها باید تحت معالجه باشه طاقت نیاوردم و دست به دامن لپ تاپ خاله صبا شدم. بگم از دخترک شیطون و خوشگلم که این روزها سعی میکنه حرف بزنه وهمه چی رو به زبون خودش برام میگه. ولی یه چیزی که تازه یاد گرفتی و خیلی بامزه پشت سرهم تند تند میگی بیا    هست که اینجوری تلفظ میکنی ( beya ) و پشت سرهم چندبار میگی و به هر چی و هرکسی هم میگی حتی به گیلاس های توی...
27 خرداد 1393