فرشتـــه کوچکمفرشتـــه کوچکم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

فرشــته کوچکم رونیــــا.

غذاهای جدید رونیا جونییییییی...

دخمل شیرینم از دیروز یه چیزایی به غذاهایی که میتونی بخوری اضافه کردم. البته دکترت گفته بود که از هفت ماهگی ولی من چندروز زودتر شروع کردم. مثل زرده تخم مرغ: که اول نصفشو دادم ولی انگار زیاد بود برات چون همشو بالا آوردی از فردا کمتر میدم بهت و کم کم زیادش میکنم.                                                سوپت رو هم پر ملات تر کردم و بهش یه کوچولو عدس و سبزی اضافه کردم.     به همراه سوپ ب...
27 شهريور 1392

دخترکم بعد برگشت از مسافرت.

طلاخانوم از تهران که برگشتم روز اول خیلی بهونه میگرقتی و همش میخواستی کنارت باشم و یک وجب اونورتر هم جرات نداشتم برم. فکر کنم چون تهران خیلی دور وبرت شلوغ بود عادت کرده بودی و خونمون برات خیلی ساکت و غریب بود .اما روز دوم یکم بهتر شدی و منم تونستم به لطف بادکنک نی نی سایت به کلی از کارام برسم. کلا عاشق بادکنکی البته اینم بگم که اول که میخواستی با بادکنکت بازی کنی چون همش این ور اونور میوفتاد و شما میخواستی بگیریش و نمیتونستی یا انقدر خم میشدی تا میوفتادی یا نمیتونستی و عصبانی میشدی که در هر دو صورت صدای گریت خونه رو پر میکرد  ولی بعدش که دست به یه ابتکار جالب زدم دیگه بادکنکت همش پیشت بود ببین چیجوری:   ...
27 شهريور 1392

تولد امام رضا(ع)...

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای آنجا برای عشق شروعی مجدد است. میلاد امام رضا(ع) مبارک .  ممنونم امام رضا که دعای منو مستجاب کردی با اینکه از تو حیاط حرمت ازت یه فرزند سالم و صالح خواستم با اینکه نتونستم به ضریحت دست بکشم و ازت بخوام ولی تو دعامو مستجاب کردی . ممنون امام رضا بابت این فرشته که منو لایق دونستی و وساطتتمو پیش خدا کردی. همونجور که رونیا رو به من سپردی به خودت میسپرمش تا همیشه در پناه شما سالم و سعادتمند باشههههههههههه.بازم میگم: ممنون امام رضا(ع) عسلم برای داشتن شما و سلامتی شما نذر کردم که هرسال تولد امام رضامون...
26 شهريور 1392

سفرنامه تهران(روز دوم : آتلیه و نمایشگاه)

عسل مامان شنبه یعنی روز دومی که تهران بودیم ساعت 12 و نیم نوبت آتلیه داشتیم. بعد کلی تحقیق از اینترنت و این ور اونور سها رو انتخاب کردم برای اولین آتلیهههههههههه شما گل خوشگلم. خلاصه من و شما و باباحجت رفتیم آتلیه و خداروشکر راحت پیداش کردیم. و به موقع رسیدیم. اول که رسیدیم نمونه کارهارو که تو اینترنتم خودم دیده بودم رو برامون گذاشتن تا تم های مورد نظر رو انخاب کنیم: زمینه ها مشکی چون خونمون مشکیهههههههههه . دکورهای انتخابی من و باباحجت: پر/جعبه/دستهای پدر و مادر/برگ گل/بند رخت/گل مردابی.بعد انتخاب رفتیم برای آتلیه قبلش به شما یکم شیر دادم  و لباستو تنت کردم و خانم عکاس شروع کرد. اولین عکسها خوب میخندیدی ولی از وسطا یعنی دقیقا از وقتی ...
26 شهريور 1392

عکس های آتلیه شش ماهگی عشقم.

  این عکسیه که خیلی خیلی بزرگ چاپ کردیم برای تو حال.(عکس بالا) ایشالا دخترم لبات همیشه همینجوری خندون باشههههههههههههه چون این عکس رو فقط به خاطر خنده قشنگت بزرگ کردیم. و بدون و مطمئن باش که دستای من و باباحجت همیشه نگهدار توستتتتتتتتتتت.       عکسی که یکم بزرگ چاپ کردیم برای مامان فریبا و مادر جون.(عکس بالا)         اینم عکسیه که من عاشقشممممممم و تو کیف پولمه.(عکس بالا)     این عکس بالایی هم دادیم خاله هانیه.و سورپرایز آتلیه سها هم یه شاسی از همین عکست بود( ممنون سهاااااااااا)     این عکس پایینی&nbs...
26 شهريور 1392

سفرنامه تهران(روز سوم : برج میلاد و برگشت به ساری)

دختر کوچولوی مامان یکشنبه که روز آخری بود که تهران بودیم .صبح با بابا حجت رفتیم خیابون بهار تا برای شما کفش بخرم . البته به غیر کفش چیزهای خوشمل دیگه هم خریدم. مبارکت باشه عسلی.اونجا محو تماشای تابلو LED میشدی:     بعد از اونم رفتیم بازدید برج میلاد که البته من و شما یه بار رفته بودیم اما بابا حجت دوست داشت بره.بقیه عکسا مربوط به برج میلاد:     اینجا سوئیچ افتاده بود پایین شما یهو اینجوری شدی تا بگیریش     گل در کنار گل:     از آکواریومم خیلی خوشت اومده بود عشقم:         رونیا در سکوی دید باز:    ...
25 شهريور 1392

سفرنامه تهران (روز اول)

گل مامان  دیشب ساعت ٩ رسیدیم تهران. تو راه خیلی خانوم بودی ولییییییییی فقط یبار شیرخوردی هونم فقط ٩٠ تاااااااااااااا و خیلی عصبانی شدممممممممممم این عکست تو راه که لا لا بودی دوتا یه ساعت خوابیدی عشششقم.     اینم وقتیه که رسیدیم تازه از خواب بیدار شده بودی و مامان فریبا داشت قربون صدقت میرفت.   وقتی رسیدیم مستقیم رفتیم خونه خاله جمیله که تولدش بود.تولدت مبارککککککککککککک بساط شام و رونیا با پاهاش سفره رو جمع میکرددددددددد     بساط استخون خوریییییییییی     این نوع تاب بازی عشق خاله فرشته است که همیشه همه بجه ها رو از کوچیکی عادت به این نوع تاب بازی طاقت فرسا ...
22 شهريور 1392

داریم میریم تهران...

گل ناز مامان اگه خدا بخواد تا یه ساعت دیگه راهی تهرانیم.این سومین باریه که شما میری تهران اینبار میخوایم بریم آتلیه اونم از نوع سهااااا یه سری هم به فامیلا و خاله جونا میزنیم و برمیگردیم و خوشبختانه این بار باباحجت هم باهامون میاااااااااااااد.هورااااااااا.اگه تونستم از همون جا وبتو آپ میکنم و گزارش روزانه تهران گردی رو برات میزارم اگرم مثل اون دفعه وقت نشد ساری که اومدیم حتما با کلی عکس می آپمممممممم. .     اینم آخرین عکس امروز از شیرین کاریی که بابا حجت دیشب یادت داد و امروز تحویل گرفتیم   ...
21 شهريور 1392

شیطنت های رونیا در مغازه باباییش...

دختر یکی یدونم امروز میخوام یکم از شیطونی هات وقتی میریم مغازه بابایی بگم. مغازه بابایی فروشگاه ظروف یکبارمصرف و لوازم تولد و قنادیهههههههه.کلی پر زرق و برق و رنگارنگه واسه همین شما خیلی اونجارو دوست داری و دائما در حال آتیش سوزوندنی اونجا. از میز و دفتریادداشت گرفته تا ماشین حساب و خودکار همچنین لامپ و نایلون بازی . مخصوصا عاشق ریسه های رنگی رنگیه تولدی که برق میزنن و حسابی براشون ذوق میکنی وقتی بابایی شمارو میگیره جلوشون همشونو چنگ میزنی و در آخر تیکه تیکه شون میکنییییییییییییییی و این ماجرا هر بار که میریم مغازه بابایی تکرار میشه و فکر کنم تا حالا چندتاشونو ناقص کرده باشیییییییی .این دفعه دلمو زدم دریا یدونه برات آوردم خونه و...
21 شهريور 1392

200 روزگیه دخملم و آتلیه مامی رجا !!!!!

عزیز مامان اول از همه: روزگیت مبارک رونیای عزیزم. دیروز در یک اقدام هنری کلی عکس هنری از یک سوزه بسیار هنری انداختم. این شما و این هم عکسهای آتلیه مامی رجاااااااااااااااااااا: 1-   2- 3- 4-عکس فعلی پست ثابت. 5- 6- 7- 8- 9- 10- 11- 12- 13- 14- 15-   درادامه میخوام که از دوستای خوبمون یه نظر سنجی انجام بدم که کدوم عکس از همه بهتر شده تا بزارم تو پست ثابت.خوشحال میشم نظرتون رو بدونم و منتظرم. شیطنت های رونیا قبل عکاسی در ادامه مطلب. دیروز وقتی این فکر شوم به ...
19 شهريور 1392