سفرنامه مشهد (روز دوم)
یکشنبه 14 مهر 92: عشقم امروز صبح بالاخره رفتیم حرم .اونجا اولش شما خیلی خوشحال بودی و رو دوش بابا حجت کلی کیف میکردی.اولش که رسیدیم تو حرم از سقاخونه هممون آب خوردیم و به شما هم دادیم: عکس دخترم در حال خوردن آب سقاخونه: بعد رفتی آب بازی و بعد از کلی آب بازی و خیس کردن لباسات نوبت رفتن به داخل حرم شد که شما با بابا حجت رفتی تو و به گفته بابا حجت تا رفتین اون تو شروع که به جیغ و گریه که بابا حجت مجبور شد زیارت نکرده دوباره برگرده حیاط و شما رو دوباره ببره آب بازی تا ما از زیارت بیایم . نقل قول مامان فریبا که همش طرفدار شماست وقتی خاله هانیه داشت این مطلب رو مینوشت: (مامان فریبا از طرف ...









