روزشمار امسال با رونیااااااا
طلا خانوم بالاخره تقویمت آماده شد. این تقویم با عکسای 1 و 2 ماهگی شماست که اینترنتی سفارش دادم و تهران که رفتم آماده شده بود گرفتم. اینم عکساش.... امسال با رونیاااااااا بهار با رونیاااااااااا..... تابستون با رونیاا......... پاییز با رونیااااا......... زمستون با رونیااااا..... ...
نویسنده :
مامانیه رونیا
14:21
سفرنامه تهران
عزیز مامان متاسفانه نتونستم وبلاگتو از تهران آپ کنم چون وقتمون خیلی کم بود و فقط وقت می کردم به شما برسم به کارایی که تهران داشتیم . عشقم شنبه ساعت ٩ صبح راه افتادیم سمت تهران و شما کل راه رو خوابیدی عشق مامان فقط وسط راه یه بار بیدار شدی که نگه داشتیم تا شما شیر بخوری و بعدش راه افتادیم و دوباره شما خوابیدی تا تهران . این عکس شماست تو راه. نمیدونم ماشین چی داره که انگار شمارو هیبنوتیزم میکنهههههههههههه روز اول تهرا...
پایان 3 ماهگی /ورود به 4 ماهگیییییی
عزیز من گل من 3ماهگیت مبارککککککککککککک. عشق مامان 3 ماهه که با مایییییییی 3ماهه که زندگیمونو قشنگتر کردی 3 ماهه که مارو غرق در لذت وجود خودت کردییییییی . فرشته کوچولو تو این 3 ماه شدی تموم دنیای من و باباحجت . عاشقتیم عزیزممممممممممممم . 3ماهگیت مبارکککککککککککک تمام دنیای ما رونیای ما. عسل خانوم جشن 3 ماهگیت هم خوب بود ه...
مهندس رونیااااااااااااااا
مامی رجا:رونیا بیا شیر بخور دخملم. رونیا:کار دارم مامی جون هنوز کلی پرونده دارم زیر دستم ...
مسافرت تهران
جیگرم اگه خدا بخواد فردا راهی تهرانیم. من و شما و مامان فریبا.بابا حجتم چون امتحان داره متاسفانه نمیتونه باهامون بیاد. خاله ها و دایی و مامانبزرگ مادری من همه تهرانن. تازه خاله افسانه هم تهران زندگی میکنه.هم میریم یه سری به اونا بزنیم مخصوصا خاله هانیه مهربون که کلی دلش برات تنگ شده و همش برات نظر میذاره هم من برای شما کلی خرید دارم. ایشالا اگه شد از همون جا وبلاگتو آپ میکنم و خریداتو میذارم تو وبلاگت اگه نشدم که وقتی برگشتیم ساری حتما آپش میکنم.امیدوارم تو این مسافرت اذیت نشیییییییی عشق مامان و همچنین اذیت نکنیییییییییییی بوسسسسس فرشته کوچولوی من. ...
پیشرفتتتتتتتتت 2
جیگر مامیییییی دیروز بالاخره در 86 روزگی تونستی به زور غلت بزنی هورااااااااااااااااااااااااااااا. آفرین به گل مامیی . دیروز بازت گذاشته بودم و طبق معمول پاهات بالاااااااااا رفت عین فنر منم دیدم خوشحالی گفتم یکم هوا بخوری بعد یه رب دیدم جیغت دراومد نگو دختر شیطونم دمر شده و دستش مونده زیرشششششششش ماشالا دیگه داری شیطون میشی .دیگه موقع شیر خوردنم همش سرت این ور اونور میچرخه و اطراف و دید میزنییییی شاید بعضی اوقات تا 5 6 بار شیشه رو ازت دهنت درمیاری تا بتونی اطراف و دید بزنیییییی. دیشب که داشتم جاتو عوض می کردم نایلون پوشکتو گرفتی و داشتی میذاشتی دهنت . این اولین باری بود که چیزی رو با دستت گرفتی .آخه مامان جون آدم اولین...








