پشت صحنه کریسمس!!!
عروسکم میخوام از یکم از پشت صحنه اون عکس بابانوئلت بگم. سه شنبه غروب من و عمه فهیمه باهم رفتیم بازار برای خرید پارچه و خز برای لباس بابانوئلت.هوا هم خیلی سرد بود و شما رو گزاشتیم پیش باباحجت .خلاصه از اونجایی که باباحجت بیشتر از نیم ساعت نمیتونه شمارو نگه داره همه خریدامونو زودی انجام دادیم و برگشتیم خونه. حالا مونده بود انتخاب مدل لباست که بعد کلی گشت زنی تو اینترنت من و عمه فهیمه تصمیم گرفتیم برای شما یه پبراهن و کلاه بدوزیم. حالا هردومونم اولین بار بود که خیاطی میکردیم و چرخ هم نداشتیم. خلاصه بعد کلی تلاش و خستگی موفق شدیم این لباس خوشگل رو برای شما بدوزیم. کلی هم به خودمون افتخار کردیییییییم. چون وقت نداشتیم بگردیم برات جوراب شلواری رنگ...








